Tuesday, January 26, 2010

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
.
چون می روی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من
.
هفت آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سر گردان من
.
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
.
بی پا و سر کردی مرا بی خوا ب و خور کردی مرا
سر مست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من
.
از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی ه پنهان من
.
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ ها آبست توای باغ بی پایان من
.
یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من
.
ای جان پیش از جان ها وی کان پیش از کان ها
ای آن پیش از آن ها ای آن من ای آن من
.
منزلگه ما خاک نی گر تن بلرزد باک نی
اندیشه ام افلاک نی ای وصل تو کیهان من

0 comments: